X
تبلیغات
کانون فرهنگی مجتهده بانو امین

کانون فرهنگی مجتهده بانو امین

بیان مقام معظم رهبری

جمعه یکم فروردین 1393

نقشه‌ی کلّی سال ۹۳ در این دو عنصر است:

اقتصاد و فرهنگ با عزم ملّی و با مدیریّت جهادی

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 13:15 توسط درّی

سخنان بزرگان درباره بانو

سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392

مقام معظم رهبري:

بانوی بزرگوار مرحومه سرکار حاجیه خانم امین در عصر خود آیتی از استعداد و استقامت و

 ظرفیت‌های بالای ذهنی زنان تحصیلکرده دینی ما بوده است. رحمت خداوند بر ایشان باد.

پیام رهبری خطاب به بانو همایونی

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 13:22 توسط درّی

شرح نفحه اول

جمعه شانزدهم اسفند 1392

شرح اولین نفحه از کتاب نفحات بانو امین درباره معیت خداوند با موجودات

از استاد قائم مقامی

لازمه ی معیت خداوند به موجودات ممازجت و ملازمت حق تعالی با اشیاء خبیثه باشد. همانطور که اشیاء طیبه و طاهر هستند اشیاء خبیثه و نجاسات هم هستند . خداوند متعالی است از این امر زیرا که  معیت خداوند مانند معیت اجسام با همدیگر نیست و بانو در اینجا مثالی می آورند که معیت حق تعالی مانند عرض به موضوع نیست . موضوع  معروض است و عرض هم آنچه که عارض می شود . آنچه که ذات مستقلی ندارد عرض است و آنچه که ذات مستقل دارد آن معروض و موضوع است.

 و در ادامه می فرمایند در مورد معیت خداوند این فکر را نکنند که ذات او جوهر است و عالم عرض .

نحله هایی بعضاً قائل به این هستند که نحوه ی ارتباط خداوند با خلق نحوه ی  ارتباط جوهر با عرض است. در حالی که ما می دانیم و بانو هم اشاره دارند که این ارتباط به تنهایی مانند عرض و موضوع نیست بلکه مانند صفت و موصوف هم نیست هر چند که این صفت و موصوف مقامش یک درجه بالاتر است از مسئله ی عرض و موضوع و به عبارت دیگر این نزدیکتر است به این که حق تعالی را موصوف بداند و عالم را صفت او بداند در خالی که این سخن نزدیکتر است ولی با این حال بانو می فرمایند این هم نیست که ما فکر کنیم حق تعالی ذاتی است بلکه موصوف و عالم صفت اوست.

صفت بر دو نوع است 1: ذاتی  2: حادث . صفات ذاتی عین ذات باری تعالی است و صفات حادث عین حادث است.

بانو در ادامه می فرمایند ارتباطی که میان واجب تعالی و ممکنات وجود دارد از این رو نیست که واجب الوجود محل ممکنات شده باشد. اگر بگوییم در علم خداوند چیزی ثبوت داردیعنی در ذات خدا آن چیست؟

آیا عین ذات حق تعالی است یا فرقی دارد خدا. حال این سخن از کجا بوجود آمده از عقیده ی تشبیه درتوحید ناشی شده است. تشبیه بدین معنا که خواسته اند علم خداوند را توصیف کنند آمدند مقایسه کردند به علم بشر.  از باب تقریب به ذهن اگر مطلب را به ذهن نزدیک کنیم می شود گفته شود به اینکه نسبت اشیاء به خدای سبحان مانند نسبت ظل به صاحب ظل است مانند نسبت سایه به صاحب سایه : آیا نمی بینی خداوند چگونه ظل خود را گسترش می دهد؟  مانند نسبت نفس به بدن

 پس همانطور که ظل همواره با صاحب ظل است هم چنین موجودات مادامی که موجود هستند به وجود احدی قیومی حق تعالی قائلند و در همین حین بانو اشاره می کنند که این موضوع خود نیز دچار مشکل است و می فرمایند اگر چه که مثالی که زده شد از جهتی نزدیک کننده و از جهتی دور کننده بود. او همراه با شیء است و هر موجودی مادامی که موجود است وابستگی به او دارد.

 در اینجا بانو اشاره می کنند که چرا آن مثال را گفته اند و آن این بود که معیت ظل چه ذی ظل یا نفس و بدن از این نظر بود که ذی ظل در ظل قرار دارد و یا از ظل خارج است . نه به دخول در اشیاء است نه به خروج که او با هر چیزی هست نه با مقارنت. مقارنتی که چه به معنای قرین بودن دوشیء در عرض هم و چه به معنای قرین بودن دو شیء در طول هم و او غیر شیء است نه از طریق مزایلت مانند اینکه این صندلی آن صندلی دیگری نیست. این دو صندلی که در عرض هم هستند با هم مزایلت دارند کما اینکه آن دو هم که در طول هم هستند  نیز مزایلت دارند و در ادامه می فرمایند او که معیت دارد با شیء ، با شیء است ولی قرین شیء نیست غیر شیء است نه بدین معنا که آن غیری که در عالم خلق می بینید.


لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 10:11 توسط درّی

ادامه شرح النفحات الرحمانیه

سه شنبه ششم اسفند 1392

برای رسیدن به معرفت چند راه وجود دارد؟

.بنده اعتقاد دارم که دو راه بیشتر نیست. یک راه این است که از اول اسلام آموخته و از ابتدا تعلیم و تربیت اسلامی داشته باشد آن هم به صورت موفق که بتواند به اعماق دین برسد و راه دیگر نگاه تطبیقی و قیاسی و سنجشی است که لازمه اش سیر در علوم و معارف گوناگون بشر است. یا انسان باید مانند ائمه اطهار(ع) باشد که از اول اسلام را آموختند یا اینکه اگر قرار است اسلام را درک کند باید برود به دنبال آن و چیزهای دیگر را ببیند.

درک معنای سبحان الله

در مورد سبحان ا...  باید به این نکته اشاره کرد که درک عمیق عقلی و قلبی و معرفتی و اینکه بدی ها به خدا بر نمی گردد خیلی مسئله مهمی است. اینکه ما در زبان این کلمه را بگوییم یک حالت است و اینکه ما با عقل و شهود قلبی درک کنیم این را که در هیچ موردی بدی به خدا بر نمی گردد این چیز دیگری می شود و حال و هوای ما را دگرگون می کند و اجمالاً خواستیم بگویم تسبیح به این امر اشاره دارد و دائماً او را از نقائص و بدی ها مبرا کردن است.

 در ادامه بانو می فرماید به اینکه سبحان ا... تنزیه خداوند تبارک و تعالی است نه فقط از قبایح و نواقص و بدی ها بلکه از کمالات امکانیه نیز او را منزه می کنیم.

درک معنای الحمدلله

 الحمدا... افاده می کند اتّصاف خدای سبحان را به جمیع صفات جمال و اوصاف کمال.در تفسیر سوره ی حمد امام خمینی (ره) می فرمایند که این الحمدا... به گونه ای است که به دو صورت ما می توانیم آن را معنی کنیم. یک معنی این است که حمد مطلق برای خداست و الف و لام اینجا مطلق بودن حمد را می رساند و الحمد ا... یعنی حمد مطلق برای اوست و جز او کسی نمی تواند او را حمد کند زیرا که جز او مطلق نیست و خود او مطلق است و اوست که می تواند بگوید الحمد ا... که به این معنا هیچ یک از ین حمد ها به خدا بر نمی گردد و معنی دیگر این است که هر حمدی که هر کسی از هر چیزی می کند از آنجایی است که این حمد مربوط به وجه کمالی آن شیء است نه بر نقص آن. هر حمدی از هر زبانی نسبت به هر چیزی شود چون ناظر به آن جنبه ی کمالی آن شیء است پس حمد خداست. نقیصه مال خود شیء است و کمال برای خداوند تبارک و تعالی است مانند چه گل زیبایی و .

اثبات توحید با ذکر شریف لا اله الا الله

..و در ادامه بانو می فرماید  لا اله الا ا... اثبات توحید می کند به جمیع مراتب توحید بعد از نفی غیر و بعد بانو در همین جهت به یک نکته اشاره دارند که این در واقع مطالبی است که عارفان دارند و این عرفان حقّه اهل بیت است و آن این است اهاله ی  الوهیت به موجودیت و به تعبیر دیگر یکی گرفتن الوهیت و موجودیت که این البته همان چیزیست که مرکز عرفان است. عرفان های خراب و ناقص و عامه و صوفیه در واقع همین را می خواهند بگویند ولی به صورت دست و پا شکسته. ما در لا اله الا ا... الوهیت را از غیر بر می داریم و می دهیم به خداوند. در مورد وجود آیا باید بگوییم که فقط در مورد الوهیت است که می توان آن را از غیر نفی کرد و حبس کرد در خداوند یا اینکه می توانیم جرأت پیدا کنیم و بگوییم لا اله الا ا... یعنی لا موجود الا ا... و بنده اعتقاد دارم ما می توانیم اهاله کنیم . تمام شور انگیزی این کلمه به همین است و در واقع به ما خبر می دهد که نه فقط الهی جز ا... نیست بلکه موجودی هم جز او نیست بلکه ممکن است که گفته شود که کلمه لا اله الا ا... اشاره دارد به نفی وجود حقیقی از غیر او.  کلمه ی لا اله الا ا... اشاره می کند به اثبات وجود واحد احد حقیقت وجود منحصر در او و تعالی است.

الله اکبر

و الله اکبر اعترافی است به اینکه خداوند اجل و اعظم است از اینکه ممکنات امکان داشته باشند که بتوانند صفات حسنای او را تهدید کنند

. در کتاب صدوق امام صادق (ع) آمده که حضرت از شخصی می پرسند ا... اکبر یعنی چه و آن شخص می گوید که یعنی خدا اکبر است و حضرت می فرمایند که اینجا چیزی هست که کبیر باشد و خدا اکبر آن باشد و شخص می گوید پس یعنی چه مراد چیست؟ و حضرت می فرماید خدا اکبر است از اینکه وصف شود.

 و بعد بانو می فرماید که وقتی که مصلی هنگام اشتغالش به قرائت این کلمات توجه پیدا می کند می داند که در این کلمات تنزیه و تحنیف و تحلیل و تکبیر است و همه از جوامع توحید است هنگام تنبه من به حقیقت این کلمات  صادره از محضر وحی رسالت بود و این توجهی که پیدا کردم به معانی مبارکه قلب من از فضل خدای تعالی به نور ایمان منور شد و آرامش پیدا کرد.  و دین اسلام به طور یقینی و این وجوه برای من ثابت شد  و فهمیدم که پیغمبر این گونه اند و می فرمایند عجب اینجاست که در ایامی که من در ادله نظر می کردم برای همان اثبات حقانیت اسلام و قلبم به چیزی از آنها مطمئن نمی شد همان موقع هم من در نماز به طور مکرر قرائت می کردم و توجه نداشتم و به اسرار آنها آگاه نبودم  تا اینکه خدای تعالی اراده فرمود که مرا به این مطلب ملهم بفرماید عمده ی اعجاز در این مورد کیفیت ترکیب و تألیف این کلمات است/

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 9:20 توسط درّی

اسرار تسبیحات اربعه

دوشنبه پنجم اسفند 1392

ادامه شرح مقدمه کتاب النفحات الرحمانیه توسط استاد قائم مقامی

بانو اشاره داشتند به اینکه انسان در معرض الهام های الهی قرار دارد و خدای تبارک و تعالی به انسان الهام می کند. الهام وسیله ایست برای درک ادله نه اینکه خود دلیلی باشد در کنار ادله دیگر.

اینک اشاره می کنند و می فرمایند که من در موضوع حقانیت اسلام که دین حق است اعتقاد داشته ام اما انگار شخص غیبی از من سوال می پرسد که به چه دلیل اسلام حق است و همیشه پیش خود می گفتم یک دلیل دیگری باید باشد غیر از دلیل عقلی و علمی و این دلایل مرا قانع نمی کرد تا اینکه در حین نماز و در حین قرائت تسبیحات اربعه خدای متعال به من لطفی فرمود و مرا عطف توجه داد به تسبیحات اربعه و من به آن فکر کردم و با این ادراکی که به تسبیحات اربعه پیدا کردم به طور تحقیقی فهمیدم که اسلام دین حق است (و چون طبعاً بانو محقق، اندیشمند، عالم و فقیه بودند احتمالاً در مقطعی از سلوکشان به اینجا می رسند که برای اثبات حقانیت اسلام یک چیزی بیشتر از این ادله معمولی که فکر می کردند یا اعتقاد داشته اند باید به آن برسند.)

و در اینجا ذکر می کنند که و این را اجمالاً می دانیم که خداوند چه اسراری را در تسبیحات اربعه قرار داده و بی دلیل نیست که این تسبیحات یک رکعت را کفایت می کند بجای حمد و سوره که انسان مؤمن در نمازش بخواند که البته از توفیقات شیعیان محسوب می شود و ظاهراً اهل تسنن تسبیحات اربعه ندارند و در رکعت سوم و چهارم حمد را می خوانند و آن هم بدون (بسم ا...) . ما می دانیم که تسبیحات اربعه اشاره به ارکان اربعه عالم وجود دارد. یعنی به تعبیری که عالم بر چهار رکن قرار دارد و این تسبیحات اشاره و نمادی از این ارکان چهار گانه عالم وجود است.  بدان که در اوائل سلوک در بعضی اوقات خدای متعال به من الهام می کرد یعنی از مطالب علمیه را که مسبوق به چیزی نبود کما اینکه مدت مدیدی فکر می کردم در مورد آن دلیلی که دین اسلام حق است و شکی در آن نیست دلیلی است که نفس به آن اطمینان پیدا کند. صرف اینکه مطلبی را که به آن اعتقاد دارید حق است کفایت نمی کند بلکه باید دلیلی که به آن راه دارد(دلالت بر او می کند) باید حق باشد. این اسلام است که می گوید هم مدعا حق باشد هم اینکه دلیل حق باشد زیرا که اگر ما یک مدعای صحیحی را با دلیل غلط اثبات کنیم در واقع ما آن مدعی را تضعیف کردیم. در نهایت بانو در سیر سلوک فکری و معرفتی و عقلانی خود می خواستند یک دلیل قوی برای این مدعا پیدا کنند و پیدا نمی کردند و در واقع بانو روی آن دلیل بحث داشتند. 

هرگاه که من در مکتب علمیه تفحص می کردم و در دلایل عقلیه و نقلیه نظر می کردم که نفسم مطمئن شود در این مورد اثری نمی دیدم و همواره در قلب من چیزی عبور می کرد که دلیل هم سنگ این مدعا را بتوانم پیدا کنم.  و انگار که یک شخص غیبی از من طلب می کرد دلیل بر مطلب را.  در روزی از روزها هنگام اشتغالم به نماز گویی که قلبم باز شد، فتح قلبی پیدا کردم و پروردگارم به من الهام کرد به اینکه این کلمات چهارگانه چگونه شامل حکمت الهی، لباب معرفت،  جوهر علم و حقیقت توحید است.  در اینصورت من متوجه شدم و برایم کشف شد مخفی بودن جمیع اوصاف جلال و جمال الهی در این کلمات چهارگانه. علمی که حاصل الهام الهی و تعلیم الهی باشد این علم فرق می کند با علم معمولی

و در ادامه بانو می فرماید که اگر جن و انس با هم جمع شوند و بخواهند به مثل این کلمات چهارگانه را در بیان صفات خداوند بیاورند نمی توانند حتی کمتر از آن را هم نمی توانند بیاورند . با تأمل و تفکر و الهام الهی انسان باید حقایقی را کشف کند که به آن توجهی نداشته است و بانو می فرماید که دوباره نگاه کن. انسان باید اصولاً سیری در عالم حقایق داشته باشد تا بتواند ازاین صورت های ظاهراً مکرر بتواند حقایقی را استخراج کند و اگر نتواند پس در همین حد می ماند و بعد باید ملالت آن را هم تحمل کند چون دارد یک چیز تکراری می گوید. همان طوری که ظاهرش تکرار است برای این چنین کسی محتوای آن هم تکرار است در حالیکه این حقایق به طوری است که که ظاهر آن فقط تکرار می شود ولی محتوای آن نباید تکرار شود و قرار هم نیست تکرار شود.

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 12:10 توسط درّی

چرا کسی به مقام شهود و دریافت حقیقت معارف نمی رسد

یکشنبه چهارم اسفند 1392

شرح کتاب النفحات

در ادامه بانو به این مطلب اشاره می کند چرا کسی به مقام شهود و دریافت حقیقت معارف نمی رسد علت چیست.

یک دلیل این است که معتکف کوی طبیعت شده است و تعلق به مادیات پیدا کرده و جهت به دنیا دارد.

یک دلیل این است که شخص توهم می کند که برای این مقام امکان و استعداد ندارد.

دلیل دیگر این است که برخی علما اعلام نکردند که این امر امکان پذیر است و مردم را تشویق به این معارف نکردند بلکه عملشان هم به عکس این مطالب بوده است.

در صورتی دین می تواند همچنان برای ما جذابیت داشته باشد که در قبال آن کار عملی انجام دهیم.

اگر کار عملی نکنیم در دین و سیر معرفتی نداشته باشیم این می شود که در نهایت ما دین را انجام می دهیم اما با کسالت، نمازمی خوانیم اما با کسالت و آن هم در صورتی که اهل گناه نباشیم .

 در ادامه بانو از علما یک دفاعی هم انجام می دهد که چرا علما مردم را به این امر تشویق نکردند.

اینکه علما این علوم را محصور کردند از عوام این از جهت بُخل نبوده است. شأن علما اجل از این است که متصل به رذائل اخلاق باشد. هنگامی که علما عقول اکثر خلق را ضعیف دیدند و نفسشان را پاک ندیدند و از این رو آنان را منع کردند از فرو رفتن دراین معارف زیرا کسی که نفس خودش را از کدورات نفسانی پاک نکند و عقل خودش را تربیت نکند راهی به سعادت ابدیه ندارد و نمی تواند این معارف را دریافت کند.

و بعد می فرمایند این کتاب برای عامه مردم نوشته نشده است بلکه این کتاب نوشته شده برای کسی که باطنش از آلودگی های اخلاقی پاک شده و چشم قلبش از خواب های غفلت ها باز شده است .طالبهایی با تعمق در آن هدایت بیابد و پوست را از مغز تشخیص دهند و قبل از اینکه به آیت برسند در سلوکشان بتوانند نفعی ببرند از این کتاب.


لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 12:55 توسط درّی

عرفان مولود عمل است

جمعه دوم اسفند 1392

ادامه شرح نفحات در مبحث ادله عقلی

ضرورت تبعیت از اولیاء معصوم را چگونه می توان اثبات کرد؟

از طریق مبحث عقل. یعنی ضرورت اطاعت از کسی مانند حضرت علی(ع) عقلی است و عقل دال بر ضرورت است.  بدین معنا که اگر نقل و حدیث نبود به عقل رجوع می کنیم . ضرورت اطاعت از خود خدا عقلی است در عین حال هم نقلی است و حال اگر کسی اهل شهود باشد همین ضرورت را خواهد دید.

 ابن عربی این صوفیه سنی می گوید این مطالبی را که من می گویم ذوقی است و این را اهل ذوق می فهمند که این نه عقلی است و نه نقلی و این یک بد آموزی است در عرفا ن عامه.

در ادامه بانو می فرمایند معارف من از شدت یقین مانند عیان شده است و این را بعید نشمارید. بر هر مؤمنی سزاوار است که جدیت داشته باشد و تلاش کند  که معارف به حدی باشد که به عین الیقین برسد و در مرحله بعد به حق الیقین که خود عالم و معلوم یکی می شوند. نقش عمل این است که معارف علمی ما را عینی می کند . همانند واسطه است بین معارفی که جنبه نظری داشته و معارفی که جنبه عینی دارد. معرفت نظری معرفتی است قبل از عمل و معرفت عملی معرفتی است به دنبال عمل زیرا که اصولاً عرفان و معرفت شناختی مولود عمل است. در ادامه بانو به این مطلب اشاره می کند که استبعادی نیست مؤمن کسی است که عقاید حقه را پذیرفته است. تعریف مسلمان این است و می فرمایند به اینکه حقایق را اگر قبول کردید اجمالاً ، کلی و یا عنوانی می شوید مسلمان و اگر در جهت دریافت عمیق تر این حقایق حرکت کردید می شوید مؤمن.

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 12:34 توسط درّی

آیا شهود قلبی برای هرکس امکان پذیر است؟

پنجشنبه یکم اسفند 1392

ادامه شرح کتاب النفحات الرحمانیه فی واردات القلبیه

اثبات ادله در معارف اسلامی

بانو در مقدمه کتاب خود می فرمایند:

اگرچه من ناتوان هستم در رسیدن به مراتب اعلای عرفان و لکن در سیری که من در معارف و توفیقی که در رحمت خداوند داشتم یک سری از معارفی را که از طریق قران، عقلی و نقلی یافته بودم و اعتقاد به آن داشته ام با مشاهده قلبی دریافت کرده ام. به گونه ای که معارف من از ناحیه ی یقینی که بر من حاصل شد عینی شده است.

  این نکته ی بسیار مهمی است در موضوع ادله .

 یک نظر این است که ادله عقلی، نقلی و یا شهودی است .

ادله یا همان منبع معرفت و ادله ای که انسان با آن به اثبات حقایق می رسد از این سه ادله فوق است .

 از سخن مرحوم بانو اینطور برداشت می شود که شهود قلبی خود دلیلی در کنار دو ادله عقلی و نقلی نیست بلکه آن در همان جهت است. یعنی همان چیزی که انسان عقلاً قبول کرده است، این مرتبه با شهود قلبی و عرفانی مشاهده می کند.

در فلسفه صدرایی  ادله سه نوع است : یک مطلبی که عقل آن را اثبات می کند، یک مطلبی که عقل نمی تواند بر آن اقامه دلیل کند و نقل دلیل اقامه می کند و باید از روایت و قران دلیل آورد و یک مطالبی است که نه عقل می تواند اثبات کند و نه نقل بلکه در اینجا شهود و عرفان و الهام می تواند به آن برسد و دلیل اقامه کند.

البته در مورد علم نمی توان بطور قطعی سخن گفت ولی به اصطلاح فقهی حضرات در ظاهر به این صورت است. کمااینکه در سخن بعضی از بزرگان معاصر هم این مطلب دیده می شود تحت عنوان قران ، برهان ، عرفان یاد می کند و بعید نیست این سخن هم که قران ، برهان و عرفان باشد نوعی استفاده از همان مطالب فلسفه صدرایست که بنایش بر این است که گویی اصلاً سه نوع دلیل وجود دارد عقل، نقل و ذوق و شهود .

لکن در معارف اهل بیت اینطور احساس می شود که امر شهودی را نباید دلیلی دیگر بگیریم.

 همانطور که قبلاً گفته شد اصولاً کار الهام یا کشف الشهود چیزی جزء دریافت عقاید نیست یعنی وجدان شهود و نگاه تفصیلی به همان مطالبی که انسان آنها را عقلاً و نقلاً قبول کرده و در نهایت اینطور احساس می شود که ادله بیش از دو دلیل نباید باشد و همان دلیل عقلی و نقلی است . و این دو دلیل هم می تواند به شهود قلبی بیاید اگر کسی که لیاقت آن را داشته باشد و در ادامه بانو اشاره می کند که این می تواند برای همگان امکان داشته باشد و هر کسی بخواهد می تواند به اینجا برسد.

 سخن دینی و عقلی تر این است که بگوییم این سه وجه است از یک دلیل واحد. البته منظور معارف است چون ما در احکام دلیل شهودی نداریم. در احکام یا عقل است یا نقل یا هردو.  اینکه الهام یا کشف الشهود باشد فقط برای پیغمبر (ص) وجود داشته باشد و برای غیر، حتی ائمه اطهار اگر دلیل بخواهند بیاورند حتماً باید با قران باشد و اینکه ائمه اطهار بگویند به ما الهام شده است خیر و این فقط برای پیغمبر (ص) صادق است.پس بهتر است بگوییم در معارف اصولاً یک دلیل وجوددارد و این دلیل در آن واحد توأمان عقلی، نقلی و شهودی است.

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 13:45 توسط درّی

خلاصه ای از مقاله خانم طیبه صالحی

چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392
این مقاله توسط خانم طیبه صالحی به نگارش درآمده است که در کنگره بانو امین ارزیابی و بوسیله نویسنده ارائه شده است

چکیده روش شناسی بانو امین در اربعین الهاشمیه

مجتهده سیده نصرت امین از عالمان ومفسران عصر حاضر (1274-1364ه ش) است ؛ که در زمینه های مختلف تفسیری ،حدیثی ،فقهی واخلاقی آثاری را به جا گذاشته است.اولین اثر قلمی وی کتاب الاربعین الهاشمیه است که به شرح وتوضیح چهل حدیث از احادیث اهل بیت (علیهم السلام)اختصاص یافته است.

تبیین روش ها از قبیل الگو سازی ،روش تعلیم حکمت ،روش فرضه سازی وروش تزکیه از مباحث محوری اثر یاد شده است.

نظر به جایگاه علمی نویسنده ونیز اشتمال کتاب الاربعین الهاشمیه بر معارف اهل بیت (علیهم السلام ) ، بررسی روش شناسانه آن حائز اهمیت است .

بانو امین در تبیین روایات ، سبک استدلالی را دنبال می کند وبه این دلیل در عمده موارد ، اولویت را به براهین عقلی مرتبط با روایت داده وپس از آن به بررسی مستندات روایی آن می پردازد.در نهایت اجتهاد خویش را در باره روایات بیان می کند.

البته توجه به نکات ادبی ، بلاغی جنبه دیگری از رویکرد حدیثی مؤلف است .از مهم ترین جنبه های بلاغی- بیانی می توان به کنایه ، استعاره ، تشبیه ومجاز اشاره کرد.

واژگان کلیدی : نصرت بیگم امین ، الاربعین الهاشمیه ، روش شناسی ، روش استدلالی ،روش نقلی.

خلاصه ای از مقاله


در این مقاله سعی شده است تا روش شناسی بانو امین با توجه به کتاب الاربعین الهاشمیه ایشان مورد بررسی قرار بگیرد .با توجه به اینکه در این کتاب به چهل حدیث ، از احادیث گهربار حضرا ت معصومین ( علیهم السلام ) اشاره شده است ، برای روشن شدن اینکه بانو چه روشی وچه رویکردی را برای انتخاب وبیان احادیث مد نظر داشته اند ، به بیان مباحث پرداخته شده است .

تبیین روشها ازقبیل الگو سازی ، روش تعلیم حکمت وروش تزکیه از مباحث محور اثر ایشان است ، در ضمن برای مطرح کردن مباحث ابتدا به قواعد بلاغی وادبی متن احادیث پرداخته وسپس به بیان وتوضیح آن پرداخته وبا توجه به متن مورد نظر ، در تبیین روایات از سبک استدلالی استفاده کرده اند وبعد از آن براهین عقلی و نقلی را بیان می کنند که اولویت را به براهین عقلی داده اند.

همچنین از انواع براهین توحیدی ، فلسفی ، علیّت وتمانع ونیز قواعد اصولی وفقهی ،برای بهتر مشخص شدن منظورشان استفاده کرده اند.

در انتهای هر کدام ازاحادیث ومطالبی که لازم دانسته شده است نظر واجتهاد خویش را نیز منظور کرده اند.

در این مقاله سعی شده است ابتدا توضیحاتی د رباره قواعد بلاغی داده شود وبرای هر کدام از موارد مثال های حدیثی ذکر شود ودر ادامه به  براهین استفاده شده برای تبیین احادیث اشاره ای شده است.

در ضمن برای روشن شدن مطالب دیگر این اثر مهم ، وتوجه به جنبه های مختلف آن ، در این مقاله  مجال پرداختن به آن میسر نمی باشد .

متن اصلی مقاله که گزیده هایی از آن را نظاره گر هستیم

  از آن جا که زبان ، فرهنگ وادبیات حدیثی ، همان زبان ، قرهنگ وادبیات عرب است ، هر گونه تلاش برای فهمیدن متون روایی ، قبل از آشنایی با فرهنگ وزبان آ ن، کوششی بی ثمر خواهد بود .از این رو باید حدیث پژوه با   کاربردهای زبانی ولغوی ، قواعد صرفی ، نحوی وبلاغی آشنا باشد .

تشبیه در لغت :مانند کردن است ودر اصطلاح : برقرار کردن همانندی میان دو امر ، یا بیشتر ،  ، برای هدفی که گوینده آنرا در نظر گرفته ، منظور شده است .

بانو برای بیان تشبیه حدیثی ذکر می فرمایند:

فرمایش حضرت (صلی الله علیه و آله) : ( خلق العقل من النور )و میفرمایند: ممکن است در اینجا مراد از نور ، وجود منبسط آن چنانی باشد که قائم به ذات خویش است آن را به نور تشبیه فرمودند یعنی او به ذات خود موجود است و علت و موجد موجودات دیگر می باشد پس مراد (والله اعلم) این است که خدای تعالی عقل را از نور وجود خویش آفریده است

واما استعاره که در اصطلاح : کاربرد لفظ در غیر آنچه برایش وضع شده به علاقه (مشابهت )میان معنی منقول عنه ( نقل شده از آن ) ومعنی به کار رفته در آن است با ( قرینه ای ) که از اراده ی معنی اصلی منصرف کند ، واستعاره نیسست جز تشبیه مختصر شده ، ولیکن بلیغ تر از آن است .

کنایه در لغت : چیزی است انسان به آن سخن می گوید ، وغیر از آن را اراده می کند .ودر اصطلاح : لفظی است که با آن غیر از معنایی که برایش وضع شده اراده کنند ، یا جایز بودن ارادهی معنی اصلی به علت نبودن قرینه ای که مانع از اراده آن شود .

 برای بیان استعاره و در کنار ان کنایه حدیثی می اورند از

امام باقر علیه السلام ؛ فرمایش حضرت (صلی الله علیه وآله ) : (ثم قال له ادبر فادبر ثم قال له اقبل فاقبل)ظاهرا این عبارت استعاره و کنایه از مطیع ومنقاد بدون عقل است در برابر خداوند فرد صمد ومضمحل وفانی بودن وجود وهستی آن دردریای بی پایان وجود حق تعالی وفناء اراده ورضایت آ« دراراده ورضایت خدای سبحان واین ناشی ازکمال معرفت عقل به ذات خود ومبدء خویش است وممکن است مراد ازکلمه ( اقبال ) بعد از ادبار توجه آن به عالم وحدت وروی گرداندن از عالم کثرت باشد ودر بعض اخبار کلمه اقبال بر ادبار مقدم است ولی معنا یکی است ویا نزدیک به یکدیگر وخدا به صواب آگاه تر است .وگفته شده است : دو کلمه اقبال وادبار که در حدیث مذکور است یا بنابر حقیقت است چنان که از فرمایش او (صلی الله علیه وآله ) : ( فاستنطقه )به نظر می رسد ویا این که اول کنایه از اقرار به حق است ودوم کنایه از اغراض از باطل .( همان ،حدیث 28/2)

  ثمثیل صنعتی ادبی است که در قرآن وحدیث کاربرد ویژه ای دارد وآن اینکه پاره ای از معارف عمیق عقلی در حوزه اعتقادات به جای آنکه در قالب مباحث پیچیده ی عقلانی ، فلسفی یا کلامی ارائه شوند،برای تقریب به ذهن در قالب تمثیل به امور محسوس به مخاطب عرضه می شوند

و اینک برای کاربرد تمثیل در احادیث ،روایتی را ذکر می کنند و شرح ان را نیز بیان می فرمایند:

  فرمایش او(امام صادق ) علیه السلام(مثل ما کان ابراهیم علی لوط ) ظاهرا تمثیل به لوط فقط از نظر احتیاج او به امام است نه از نظر این که او مبعوث به رسالت نبوده ، والا ظاهر این حدیث با فرموده خدای تعالی  ( وان لوطا لمن المرسلین ) منافات پیدا می کند مگر اینکه مراد حضرت علیه السلام مربوط به قبل از مقام رسالت او باشد .ونیز ممکن است آیه : ( وان لوطا لمن المرسلین ) حمل براین گردد که از طرف امام یعنی حضرت ابراهیم علیه السلام  مامور به امر رسالت نشده نه مستقلا ومقصود از عدم رویت ملک رویت به صورت اصلی آن است منافاتی با دیدن ملائکه ای که برای تعذیب قومش آمده بودند ندارد ، چون لوط آنها را به صورت بشر  ملاقات نمود و نمی شناخت  وچون توجه یافت از نظرش ناپدید شدند وفقط صدای آنها را می شنید. ونیز احتیاج لوط به امام با مقام رسالتش منافی نیست ، زیزا رسالت دارای مراتب خاصی است ونیاز او به امام جهت تکامل بوده نه غیر .( همان ، حدیث 9 )

 ایشان از کاربرد علم بدیع در احادیث در کتاب خود به روایتی اشاره  می فرمایند که در این روایت از صنعت تنازع استفاده شده است

فرمایش او( امام صادق) علیه السلام ( ونبی یری فی الیوم ویسمع الصوت ولا یعانیه فی الیقظه ) نبی در این عبارت به آن نبی که قبلا اشاره شد در اصل خبر کثیری از فرشتگان یکسان است با این تفاوت که بقه اول صدای ملک را نمی شنوند ودر بیداری نیز او را نمی بینند ،به خلاف این گروه که صوت ملک را می شنوند در خواب  یا بیداری ، ولی ظاهرا کلمه (فی الیقظه ) متعلق به جمله ( یسمع الصوت ) ( ولا یعاینه ) با هم است از باب تنازع دو عامل در یک معمول . (همان ، حدیث 9 )

ایشان در شرح احادیث  توجه به قواعد ادبی ؛(لغت ، صرف ونحو) نیز  نموده اند.

از جمله در حدیثی از فرمایش حضرت  رسول صلی الله علیه وآله وسلم :( من الاکله فی جوفه ) در المنجد  گفته شده : ( الاکله داء فی العضو یاتک منه ) و علامه مجلسی قدس سره  در مرآت العقول در شرح این حدیث گفته است چنانکه در قاموس وغیره گفته است . و گاهی به مد همزه بر وزن فاعله قرائت الاُکله بر وزن قرحه دردی است در عضو که آن را می خورد یعنی دردی است که گوشت را می خورد ومعنای اول نسبت به لغت موافق تر است و فرمایش  حضرت  رسول صلی الله علیه وآله وسلم (اسرع فی دین الرجل ) یعنی در ضرر زدن وفنا کردن دین و گفته شده : ( الاکله ) به ضم اللقمه است ومانند قرحه دردی اسست در عضو که آن را می خورد وهر دو معنا محتمل است جز اینکه ذکر جوف مؤید معنی اول است واراده فنا واز بین رفتن مؤید معنی دوم وقول اول به ذهن وصواب نزدیکتر است .( همان ، حدیث 38/1 )

آشنایی با قواعد علم نحو ، احتمالات اولیه اِعراب وترکیب را تقلیل می دهد تا هر آنچه را که با قوانین دستور زبان عربی ناسازگار است ، کنار بگذاریم .این قاعده  ی عمومی ، در همه سخنان ، به ویژه در احادیث ، بیشتر جاری است ؛ چه ، آنا نخود را به درستی فصیح دانسته وفصیح ، سخن غیر منطبق بر قوانین استوار ادبی نمی گوید 

بانو با توجه به این مسائل پس از بیان حدیثی به بیان و تفسیر ان می پردازند:

فرمایش حضرت (رسول صلی الله علیه وآله وسلم ) در برخی از روایات مذکور ( من حفظ علی امتی ) ظاهراً کلمه ( علی ) به معنای ( لام ) است یعنی بای امت من .چنان که در قول خدای تعالی است ( ولتکبروا الله علی ما هدیکم ) یعنی ( لما هدیکم ) و ممکن است به معنای ( من ) باشد مانند آیه ( اذا اتالو علی الناس یستوفون ) ومعنی ( من ) نسبت به مقصود مناسب تر است وتخصیص ترتب ثواب در خصوص عدد چهل حدیث بدون کم وبیش شاید برای آن است که خود این عدد دارای خواص وآثاری است که باعث حصول بصیرت باطنیه می شود وحافظ را از هر جهت آگاه می سازد .( همان ، حدیث 1)

ایشان در بیان تفسیر روایتی خود به به وجوه مختلف گفتارنیز توجه داشته اند:

بدان که قول خدای تبارک وتعالی : «186/بقره»( اذا سئلک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان فلیستجیبوا لی ولیومنوا بی لعلهم یرشدون ) بر اموری چند دلالت دارد :

اول : این که خدای تعالی سفره الطاف وعنایت خویش را برای مستدعیان نیازمندش گسترش داده که فرموده ( اذا سئلک عبادی فانی قریب )

دوم : منتهی عنایت خود را با بندگان به وسیله دعا ظاهر ساخته ، چنان که جواب را موقوف بر تبلیغ رسول صلی الله علیه وآله قرار نداده وفرموده ( فانی قریب ) ونفرمود ه ( قل لهم انی قریب )

سوم : اینکه معلوم می شود بین سئوال کنندگان وجواب حق تالی فاصله ای وجود ندارد چنان که جواب را با ( فاء )ترتیب بیان فرمود وگفت ( فانی قریب ) 

چهارم :  شرافتی به بندگان ارزانی داشته به این که جواب را شخصاً رد نموده تا به این طریق کمال منزلت وشرافت دعا را نزد خود ظاهر سازد .

استدلالها و براهینی که از درون آموزه های معصومان (علیهم السلام ) قابل استخراج است توجه آنها در فهم عمیق روایات ، مؤثر وکار آمد است .بانو امین با دقت نظر به جنبه های استدلالی روایات پرداخته است .

·        فرمایش او علیه السلام : ( کفر الجحود ) جحد در لغت به معنی انکار است ؛ و در اینجا مقصود ا کلمه جحود چیزی است که مربوط به انکار ربوبیت باشد وانکار پروردگار یا به قلب وزبان با هم است وبا هر دو منکر ربوبیت است .واگر از روی عناد وتکبر فقط به زبان انکار نماید پس قلب او مطمئن به ایمان است واگر قلباً منکر باشد اقرار او به ایمان از روی خدعه وتدلیس ونفاق می شود.

کاربرد برهان علیت در حدیث و برهان تمانع در حدیث 7 از شواهد ان

است

 ایشان از دلایل عقلی و نقلی نیز در بیانات خود استفاده می کنند

توجه به قواعد اصولی 

ویژگیهای مختلف گفتاری از قبیل اطلاق ، مقید ، عام وخاص در کلام معصومان ( علیهم السلام ) بروز ظهور زیادی دارد که مورد توجه بانو امین قرار گرفته است .

ایشان در شرح حدیث هم از اخبار مطلقه و هم از اخبار مقیده و

مخصصه استفاده می کنند.

نتایج کلی برآمده از تحقیق عبارت است از :

Ø     بانو مجتهده امین برای نگارش کتاب الاربعین الهاشمیه خود ،از کتب فقهی _ حدیثی بزرگان دینی استفاده کرده است.

Ø     با توجه به موضوع کتاب ، چهل حدیث گهر بار از حضرات معصومین علیهم السلام انتخاب کرده که به ابعاد فقهی ، فلسفی ، منطقی ، اصولی  توجه خاصی داشته است.

Ø     پرداختن به مبدأانشقاق واژگان وتبیین معنای واژه در کتب لغت ونیز قواعد ترکیبی گفتار از ویژگیهای کتاب الاربعین الهاشمیه است .

Ø     در شرح احادیث به قواعد بلاغی اعم از قواعد بیانی مانند تشبیه ، کنایه  ،استعاره وتمثیل ، همچنین قواعد بدیعی از قبیل تنازع ومبالغه توجه نموده است .

Ø     تسلط بانو امین به مباحث فلسفی زمینه توجه به زوایای برهانی واستدلالی روایات را فراهم نموده است .از این رو ،در شرح احادیث به نوع استدلال وقوت آن اهتمام داشته وتوضیح در خور وشایسته ای را در اختیار مخاطب قرار داده است.

Ø     خصوصیات گفتاری معصومان (علیهم السلام )در قالبهای  اطلاق وتقیید ، عام وخاص از نظر شارح مخفی نمانده وتلاش کرده با لحاظ خانواده حدیث به شرح قابل قبولی دست یابد .

Ø     علاوه بر شاخصهای یاد شده در شرح روایات اربعین الهاشمیه با اجتهادی شخصی بانو امین بر ارزش واهمیّت این اثر افزوده است .

 

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 18:56 توسط درّی

مقاله خانم عبدالحمید

سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392
یکی از نکات قابل ملاحظه در تفسیر بانو امین توجه به زنان بر مبنای بینش رسول اکرم است

خانم نرگس عبدالحمید از حوزه علمیه حضرت عبدالعظیم حسنی  (فارغ التحصیل سطح 3 و طلبه خارج) مقاله ای را با موضوع «روش‌شناسی نقسیری بانو امین» نوشته اند و آن را در کنگره بانو امین ارائه داده اند

  ایشان در این کنگره درباره بانو گفتند: بانو امین در سن چهل سالگی به درجه اجتهاد رسید و به فاصله بیست سال تفسیر قرآن را نوشت. یکی از نکات قابل ملاحظه در تفسیر بانو امین توجه به زنان بر مبنای بینش رسول اکرم است.

تفسیر مخزن‌العرفان در پانزده جلد در فاصله سال‌های 1337 تا 1352 نگاشته شده و از معدود تفاسیری است که توسط زنان نوشته شده است و شامل حقایق قرآنی است. بانو امین در تفسیر قرآن خود از کتاب‌های تفسیری مانند مجمع‌البیان، المیزان و کشف‌الاسرار و نیز از عرفان ملاصدرا استفاده کرده است. روش استفاده‌شده در این کتاب، تفسیر تخصصی آیات پیرامون حقوق و تکالیف زنان و بهره‌مندی از روایات اهل بیت و پرهیز از تبیین و توزیع آیات مشابه است.

گرایش تفسیری ایشان عرفانی بوده، اما نه عرفانی که مسلک درویشان و صوفیان بوده است؛ بلکه روشی جدید از عرفان براساس رفتار معرفت رسول و اهل بیت ارائه کرده‌اند. روش بانو امین، اجتهادی و عقلانی و با بهره‌گیری از تمام منابع درست و صحیح بوده است.

چکیده مقاله ایشان :

بانوی بزرگوار ایرانی سیده نصرت امین در 40 سالگی به مقام اجتهاد رسید و در فاصله‌ای نزدیک به بیست سال تفسیر جامعی از قرآن کریم به نام تفسیر مخزن العرفان نگاشت؛ درآن از منابع و مصادر صحیحی مانند كتب تفسير و علوم قرآنى ، حديث و سایر کتب علمی استفاده شده است. تلاش مفسر بر روشن كردن مفاهيم آيات براى خواننده فارسى زبان و بر اساس روش اجتهادی می‌باشد. نکات قابل ملاحظه در این کتاب، توجه به تفسیر آیات با موضوع زنان، بهره مندی از روایات اهل‌بیت (ع) و پرهیز از تبیین و توضیح آیات متشابه است و گرایش آن بزرگوار برخلاف نظر برخی که تفسیر مزبور را در زمره تفاسیر عرفانی توأم با باطنی نگری قلمداد نموده‌اند، گرایشی برگرفته از معنای اصیل عرفان است که بر مبنای بینش معرفتی رسول اعظم (ص) و اهل‌بیت گرامی‌اش بنا نهاده شده.

کلید واژه:

بانو امین تفسیر مخزن العرفان روش تفسیر گرایش تفسیر

خلاصه ایی از مقاله ایشان

مقدمه

 به واسطه آنكه قرآن منبع احكام شریعت است و آیات آن مشتمل بر محكم و متشابه، عام و خاصّ، مطلق و مقيّد، مبهم و مبيّن هستند لذا طبيعى مى‏نمود كه پيامبر (ص) از همان آغاز رسالت مأمور به تبیین قرآن برای مردم شود در این باره خداى تعالى مى‏فرمايد: وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (نحل/ 44)

پس از رحلت پيامبر (ص) نیز اهل‌بیت (ع) و تعدادی از صحابه بر مبنای احادیث و آموزه‌های آن حضرت در تبیین و تفسیر قرآن همت گماردند و با گذر زمان نیاز به تفسیر چنان ضرورت یافت که جایگاهی علمی برای آن به وجود آمد و  در طول اعصار و قرون با گسترش و تخصصی شدن آن هر بخشی از تفسیر تبديل به يك علم مستقل شد.

امروزه با توجه به گستره‌ی علوم تفسیری و تعدد کتب، مقالات و نوشته‌های فراوان، شناخت روش های به کار رفته در تفاسیر مورد نظر، کمک وافری به درک تفکر و اندیشه‌ی نگارنده نموده و از این راه به فهم دقیق تری از تفسیر مفسر رسیده و با واکاوی و مقایسه‌ی آن با دیگر تفاسیر به نگاهی جدید دست می‌یابیم.

از میان مفسرین معاصر بانویی مجتهده که در روزگار خود از سرآمدان علم فقه، اصول، اخلاق، فلسفه و عرفان بود به چشم می‌خورد که با نگارش تفسیر «مخزن العرفان» نام خویش را در زمره مفسرین قرآن قرار داد  که این مقاله بر آن است تا در شناسایی و فهم روش تفسیری این بانوی بزرگوار قدم بردارد .

معرفی تفسیر مخزن العرفان

بزرگ‌ترین اثر بانو امين تفسير مخزن العرفان در پانزده جلد يک دوره کامل تفسير قرآن است. اين تفسير در فاصله سال هاى 1337 تا 1352 ش به رشته‌ی تحرير در آمده و تفسیری جامع از قرآن کریم است.

این اثر یکی از معدود تفاسیری است که توسط بانوان نگاشته شده، البته اهتمام در نگارش آن مسیر زیبایی در فراروی قشر مربی جامعه یعنی زنان گشود تا بتوانند سبک زندگی اسلامی را در عصر و زمانه‌ای نزدیک به خود، الگو قرار داده و به سوی رشد و تعالی گام بردارند.

این کتاب شامل نکات اخلاقى و حقايق تابناك قرآنى است. مؤلف محترم در آغاز پيشگفتار پس از بازگوئى فضيلت قرآن، تذكرات سودمندى را پيرامون تفسير و علوم قرآنى دارد.

منابع موجود در این کتاب عبارت‌اند از:

1-     كتب تفسير و علوم قرآنى: مجمع البيان، جامع البيان، روح البيان، تفسير ابوالفتوح رازى، منهج الصادقين، تفسير صافى، الميزان، تفسير طنطاوى، تفسير ملاصدرا، كشف الاسرار، تفسير بيضاوى، تبيان.

2-     كتب حديث: اصول كافى، تهذيب الاحكام، من لايحضره الفقيه، خصال، تفسير عياشى، تفسير على بن ابراهيم، تفسير نور الثقلين، بحارالأنوار.

3-     كتب لغت: مفردات راغب.

4-     كتب ديگر: احياء العلوم.

در این کتاب شریف مطالب فلسفى و عرفانى بسیاری از جناب ملاصدرا نیز بیان شده است. همچنین باید اشاره کرد که ایشان در مواردِ بسيار نام نويسنده و منبع را ذكر نكرده، گرچه آغاز و پايان نقل را مشخص نموده است.

روش مفسر در تفسیر مخزن العرفان

مفسر در ذيل هر بخش از آيات قرآن ابتدا ترجمه فارسى، سپس توضيح آيات و بعد بيان آن را ارائه می‌نماید و در ادامه به پرسش‌ها و پاسخ‌ها و جواب اعتراض‌ها می‌پردازد، البته ترجمه و توضيح در ذيل همه آيات به چشم می‌خورد ولى دو عنوان ديگر یعنی بيان و پرسش و پاسخ  فراگير نيست.

درباره منهج و روش اين تفسير می‌توان گفت: تلاش مفسر بر روشن كردن مفاهيم آيات براى خواننده فارسى زبان است و بر اساس روش اجتهادی از همه منابع موجود، بهره‌برداری لازم را در تبیین آیات قرآن به عمل آورده است.

بانو امین با نگرش و دیدگاهی که در نوع خود بی‌نظیر بود، به همگان تعریفی نو و جدید از عرفان و معرفت ارائه نمود، زیرا کسانی که پیش از این با گرایش عرفانی قرآن را تفسیر می‌کردند انديشه‏ها و ويژگى‏هاى فكرى خود را در تمام آيات، تأثير داده و با معانى و پیش‌فرض‌های خاص خود، تمام آيات را بر همين اساس تفسير مى‏نمودند.

اما آنچه بانو از عرفان در نظر داشت، آن چیزی بود که در معارف رسول الله (ص) و اهل‌بیت گرامی‌اش یافت می‌شد. ایشان با نگارش تفسیر خویش، این نگاه جدید به عرفان را که باید ریشه‌ای درست و صحیح داشته باشد و جز از طریق اهل‌بیت عصمت و طهارت به دست نیامده باشد و از اصول تفسیر قرآن تخطی نکند، توسعه و ترویج دادند زیرا که اصل مهم در تفسیر، اصالت قرآن و یقینی بودن آن است و هر چه پیرامون تبیین و توضیح قرآن بیان می‌شود، محتمل و ظنی خواهد بود و این امکان وجود دارد که در آینده نظر یا نظراتی فوق آن کشف شود، چنانچه این دیدگاه در تفسیر بانو از برخی آیات پیرامون زنان یافت می‌شود  که در همین مقاله بدان اشاره شده و با بیان نظرات جدید، راه تفسیر پویا و صحیح را برای مفسرین امروز و آینده گشوده است. 

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 21:5 توسط درّی

سخنرانی دکتر خسروپناه

سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392
اگر عقلی که بانو امین توضیح داده زیست شود، بشر تغییر پیدا خواهد کرد
رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران ادامه داد: مقصود از عقل معاش، قوه‌ایست از روح انسانی که انسان به وسیله آن قدرت تدبیر در امور معاش پیدا می‌کند و این تعریف از عقل معاش، با نعریف آن در سایر کشورها و مکاتب متفاوت است. همان‌طور که بانو امین اشاره کرده‌اند اگر در ترتیب معاش، عقل چراغ هوای نفس شود آن تدلیس است و آن قوه عقل نیست؛ بلکه شیطنت است. بنابراین فرق عقل معاش در اسلام و سایر حکومت‌ها مانند حکومت سکولار این است که عقل معاش در اسلام چراغ هوای نفس نیست، بلکه چراغ عقل معاد و وحی است. 

وی تأکید کرد: مشکل انسان امروزی این است که عقل معاش را گرفته، اما عقل معاد را رها کرده است. انسان امروزی با استفاده از عقل معاش زن را ابزار شهوت و غضب قرار داده و اسم آن را آزادی زن گذاشته است؛ در حالی‌که این آزادی نیست و اسارت نفس اماره است. اگر عقلی که بانو امین توضیح داده زیست شود، بشر تغییر پیدا خواهد کرد و دنیایی با آسایش و آرامش را در پی خواهد داشت.

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 20:39 توسط درّی

آیت‌الله حائری شیرازی در کنگره مجتهده امین:

یکشنبه بیستم بهمن 1392

«مجتهده امین» استثناء بود/ میان بانوان به این استثناءها نیاز داریم

یک استاد اخلاق در کنگره بین‌المللی بانو مجتهده امین گفت: چرا باید بانو امین به صورت استثناء مطرح باشد؟! چرا قانون عام جامعه نباشد؟! فراموش نکنیم که در اسلام هر جا مردان بزرگی برخاستند به کمک زنان بزرگ کار را پیش بردند.

خبرگزاری فارس: «مجتهده امین» استثناء بود/ میان بانوان به این استثناءها نیاز داریم

 






کنگره بین‌المللی بانو مجتهده امین با حضور آیت‌الله محمدصادق حائری استاد اخلاق، حجج اسلام عبدالحسین خسروپناه رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، محمدحسن اختری رئیس مجمع جهانی اهل بیت(ع)، سیدمحمد قائم‌مقامی استاد حوزه و دانشگاه و جمعی از مهمانان خارجی صبح امروز(چهارشنبه 16 بهمن ماه) در باشگاه شرکت نفت برگزار شد.

*مردان بزرگ با حضور زنان بزرگ موفق شدند

آیت‌الله حائری شیرازی استاد اخلاق به عنوان نخستین سخنران با اشاره به نقش بانوان در تربیت انسان بیان داشت: در اسلام هرجا مردان بزرگی برخاستند به کمک زنان بزرگ کار را پیش بردند، رسول خدا(ص) با خدیجه(س)، علی(ع) با فاطمه(س) و حسنین(ع) با زینب کبری(س) توانستند اهداف الهی خود را اجرا کنند.

وی با تأکید بر اینکه در انقلاب اسلامی چنین نیازی احساس می‌شد،‌ افزود: چقدر خوب بود ما در ردیف امام راحل(ره) چنین شخصیتی داشتیم، در قبل از انقلاب بانو امین حضور داشتند،‌این در حالی است که امام(ره) می‌گفت: در کجا دیده شده زن با بچه بغل به میدان توپ و تانک بیاید که امت ما آمده است.

*زنان امور خویش را در دست بگیرند/ تکریم واقعی زنان با حضور همراه با حیا تحقق می‌یابد

آیت‌الله حائری شیرازی خاطرنشان کرد: این مسأله یک توقع ضروری و حیاتی برای انقلاب است و الان هم در کنار رهبر انقلاب باید در بین بانوان همراه معادلی داشته باشیم. چرا باید بانو امین به صورت استثنا مطرح باشد؟! چرا قانون عام جامعه نباشد؟!

وی با اشاره به اینکه بانوان خودشان را دست کم می‌گیرند و هرچه مردان تلاش کنند زنان ورود پیدا نکنند، نمی‌توانند این مسأله را حل کنند، ادامه داد: جامعه زنان باید کمبودشان را خود برطرف کنند و این یک امر عقلی است، هر جامعه‌ای باید تکریم خودش را احیا کند و تکریم زنان را فقط زنان می‌توانند احیا کنند.

*نمونه‌ای قرآنی مبنی بر اهمیت جایگاه زن در تحولات عرفانی

آیت الله حائری شیرازی با اشاره به آیاتی از سوره آل عمران«إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ، فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّی وَضَعْتُهَا أُنثَى وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَیْسَ الذَّکَرُ کَالأُنثَى وَإِنِّی سَمَّیْتُهَا مَرْیَمَ وِإِنِّی أُعِیذُهَا بِکَ وَذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ» در مورد نمونه  کم خودبینی در زنان ابراز داشت:‌ زن عمران شخصیتی والایی است، یک موحد تمام عیار است و از عبارتی که در دعا به کار می برد پیدا است این شخصیت ممتاز است، این شخصیت ممتاز دچار این خود کم بینی است «رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ» این عبارت را یک موحد تمام عیار می‌تواند بیان کند.

وی افزود: « إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ » معنای این کلام این نیست که خدایا تو شنوایی و دانایی بلکه می‌گوید خدایا تو تنها سمیع و علیم به ذات هستی، کسی که در توحید به اینجا رسیده که در عالم یک سمیع و یک علیم می‌بیند، اما در شناخت خود گرفتار این معنا می‌شود که در مقام هدیه خدا مرد را برای خدمت به دین خود می‌پذیرد!

*برای سلوک عرفانی انسان باید از خود عبور کند

این استاد اخلاق با اشاره به اینکه چه زیباست انسان خودش را برای خدا وقف کند، اظهار داشت: اگر کسی در مسیر سیر و سلوک می‌خواهد پذیرفته شود، لازمه‌اش رشد است، بنابراین کسی که می‌خواهد پیش خدا برود، باید از خود عبور کند و مشکل انسان همین عبور از خودش است.

وی با بیان اینکه شهیدان اگر به مقامی رسیدند به واسطه مادرانشان بوده است، ادامه داد: در گذشته بانوانی بودند که وارد عرصه سیر و سلوک شدند و در اثر این ممارست و تلاش‌هایشان به جاهای بسیار رفیع دست یافتند، در واقع علمای بزرگ اسلام شاگرد مادرانشان بودند.

*جایزه‌ای که خداوند به امام حسین(ع) بخشید/ دفاع مکتبی استاد اخلاق از بانو مجتهده امین

آیت‌الله حائری همچنین به تفاوت امام حسین(ع) با حضرت ابراهیم(ع) و حضرت اسماعیل(ع) اشاره کرد و گفت: اگر خداوند زمزم را جایزه حضرت ابراهیم(ع) در کنار خانه خودش(بیت‌الله الحرام) قرار داده است، جایزه‌ای که به خاطر صبر امام حسین(ع) به او داده است، در کنار قلب مؤمن اشک را قرار داده است، در واقع جایزه حسین بن علی(ع) چشمه‌ای در کنار بیت الله است، به همین جهت او را قتیل العبرات می‌خوانند.

وی در انتهای سخنانش بیان داشت: من در این سخنانم از بانو امین دفاع شخصی نکردم، بلکه به دفاع مکتبی پرداختم.

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 20:17 توسط درّی

خبر کنگره

پنجشنبه هفدهم بهمن 1392

کنگره بین المللی بزرگداشت بانو امین در روز

16 بهمن ماه با حضور اساتید حوزه و دانشگاه،

طلاب  و دانشجویان برگزار شد.



به منظور تجلیل از شخصیت گرانقدر بانوی مجتهده، سیده نصرت امین، در آستانه ورود به سی و ششمین سالگرد انقلاب اسلامی در تاریخ 16 بهمن ماه کنگره ای با حضور علماء، اندیشمندان، اساتید و محققان، خواهران طلبه ایرانی و خارجی برگزار شد.

تاکنون دو کنگره در سال‌های 1368 در اصفهان و 1372 در قم درباره این بانو برگزار شده‌است  و اینک امسال سومین کنگره در سال 92 با پیام آیت الله مظاهری در تهران در باشگاه وزارت نفت کار خود را آغاز کرد.

این برنامه با وجود سرما و برف شدید با استقبال بیش از 500 نفر از مهمانان ایرانی و 150 نفر از مهمان خارجی که از لبنان ، بحرین، پاکستان، پرو ، آرژانتین، بولیوی و....به ایران آمده بودند روبه رو شد.

حضور آیت الله حائری شیرازی و بیانات ایشان زینت بخش ساعات اولیه این کنگره بود که  پس از تلاوت آیات کریمه قرآن مجید و سخنان سرکار خانم معصومه طاهری دبیر محترم کنگره صورت گرفت. سخنران بعدی حجة الاسلام خسرو پناه مدیر موسسه و پژوهشگاه حکمت و فلسفه بود که درباره عقل در آثار بانو بیانات خود را ارائه دادند.

در این مراسم حجة الاسلام اختری از مجمع اهل بیت (علیهم السلام)به زبان عربی برای مهمانان خارجی بیاناتی ایراد فرمودند.

این کنگره در ساعات بعد از ظهر هم با سخنرانی حجة الاسلام قائم مقامی  و ارائه مقالاتی از اساتید و طلاب ایرانی و خارجی به کار خود ادامه داد.

خانمها مرضیه صالحی از دانشگاه الزهرا ،عبدالحمید ( طلبه درس خارج  و فارغ التحصیل سطح 3 رشته تفسیر)، سرکار خانم فاطمه احمدی استاد حوزه و دکتر فائزه مصلحی  و سرکار خانم موسوی از حوزه نرجس مشهد و نیز از نمایندگان مهمانهای خارچی خانم اسعد و خانم تسنیم ارائه دهندگان مقالات بودند.

موضوع سخنرانی ها و مقالات ارائه شده در کنگره

درباره زندگانی و معرفی آثار حاجیه خانم امین به عنوان یکی از شخصیتهای نمونه عالم اسلام

و بررسی دیدگاههای تربیتی، اخلاقی، فلسفی و اعتقادی، عرفانی و ... بانو امین با توجه به آثار و کتب ایشان با ارائه مقاله و نمایش کلیپ و فیلم

و تحلیل شرایط سیاسی و اجتماعی دوران حیات مجتهده معاصر بانوامین با ارائه مقاله برگزیده سرکار خانم دکتر مصلحی بود.

در کنار کار اصلی کنگره برنامه های زیر نیز به اجرا درآمد:

ـ چاپ و انتشار کتاب اربعین هاشمیه بانو امین به زبان عربی

ـ تنظیم و انتشار «یادنامه بانوی مجتهده سیده نصرت امین به شکل بروشور»

تهیه و نمایش  فیلمی از زندگی بانو امین

ـ نمایشگاه و فروشگاه آثار بانو

کنگره بزرگداشت «مجتهده بانو امین اصفهانی» با هدف معرفی شخصیت وآثار این بانوی ایرانی به همت کانون فرهنگی بانو مجتهده امین و معاونت پژوهش حوزه علمیه خواهران با مشارکت صدا وسیما. برگزار شد.


لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 21:30 توسط درّی

تذکر چند مطلب در باب معرفت از بانو

شنبه بیست و هشتم دی 1392
معرفت به کنه ذات الهی آیا امکان پذیر است؟

 ما می دانیم که معرفت خدای تبارک و تعالی به کنه امکان ناپذیر است. و مراد از (معرفت) کنه ذات معرفت ذات است آن گونه که خود ذات آن معرفت را دارد.

کنه معرفت،یعنی همه ی معرفت؛ انتهای معرفت یعنی انگار که معرفت خداوند تبارک و تعالی آن گونه که خدا خود را می شناسد و می بیند و می داند.مراد از معرفت کنه  که ممنوع است و محال است برای دیگری، این است.که در اینجا بانو  تأکید می کند که می گویند  مرادم از معرفت، این معرفت کنه  نیست زیرا که محال است که کسی چنین معرفتی به خدا پیدا کند ....ادامه.....


ادامه مطلب...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 11:11 توسط درّی


چهره و مقبره مجتهده بانوامین در اصفهان

کلیه ی حقوق مادی و معنوی این وبلاگ محفوظ می باشد.